راستش نمیخواستم درموردش حرفی بزنم
نمیخواستم کسی بدونه نمیخواستم کسی ناراحت شه
پس صبر کردم حالم خوب شه و برگردم
اما دیشب ک اومدم و کامنتتو دیدم دلم شکست 
عسل جان کی ب تو گفته من رفتم مشهد ؟؟
من ...
من مشهد نبودم اجی، بیمارستان بودم
تصادف کردیم
قرار بود سه روزه بریم اصفهان و برگردیم
اما تو راه برگشت

بجان عسل من مشهد نبودم من لیاقت ندارم برم مشهد
امام رضا نمیطلبه اجی وگرنه چ دلیلی داشت ک نگم
ک نیام از اجی خوشگلم خدافظی کنم ک حلالیت نگیرم
تمام مدتی ک تو فکر کردی من مشهدم و بدون خدافظی رفتم بیمارستان بودم عسل 
پام شکست دماغم شکست تمام بدنم درب داغون شد
شبی ک از اتاق عمل اوردنم داشتم جون میدادم
یعنی تو منو اینجوری شناختی ؟؟ از نظر تو من اینقد بی معرفتم ؟
برچسب:
نویسنده: حسین حسنی